آیا اهل الذکر اهل بیت هستند ؟

اخبار کثیره ای در این مورد داریم که منظور از اهل الذکر اهل بیت می باشند از آن جمله در مجلس مامون پس از آن که حضرت رضا (ع) فرمود ما اهل الذکر هستیم علمای عامه که در مجلس حاضر بودند گفتند منظور از اهل الذکر یهود و نصارا هستند و مراد از ذکر تورارت وانجیل است حضرت در جواب ایشان فرمود

(عیون اخبار الرضا ، ج 1، ص 187، باب 23) 

    چطور می شود و چگونه جایز است که خداوند به مسلمین امر بفرماید که به علمای یهود و نصارا مراجعه کنید و حال آن که اگر کسی به آن ها رجوع کند خواهند گفت دین ما حق است و افضل از دین اسلام است و ما را به دین خود می خوانند پس مامون به حضرت عرض کرد برای اثبات فرمایش خود آیا د لیلی از قرآن مجید دارید ؟ فرمود آری ذکر رسول خداست و ما اهل بیت او هستیم این موضوع در قرآن آمده آن جا که می فرماید ای کسانی که ایمان آورده اید خدا به سوی شما ذکر فرستاد که آن رسولی است که آیات ما را در حالی که آشکار و بیان کننده است بر شما می خواند

(عیون اخبار الرضا ، ج 1، ص 187، ح 2)

  از جمله علمای عامه شهرستانی است که از حضرت صادق (ع) و از حضرت امیر المومنین(ع) نقل می کند که فرمودند ما اهل ذکریم و در بعضی از روایات رسیده است که خداوند مطالب مهم را در قرآن مجید مجمل بیان فرمود و خلق را به اهل بیت در شرح آن ارجا داد که خود را از ایشان بی نیاز ندانند بلکه خود را به علوم ایشان محتاج ببینند و به ایشان متمسک گردیده تا به سعادت حقیقی که ولایت آقایان است نایل گردند.

برگرفته از کتاب گناهان کبیره

شهید محراب آیت ا.... عبدالحسین دستغیب

التماس دعا

خزان زود هنگام و کبود شدن یاس بوستان پیامبر ، تسلیت باد .

باد پاییزی اگر برگ خزان را می برد

مهر زهرا هم گناه شیعیان را می برد . . .

فاطمیه آمدوآن مونس و همدم کجاست؟ شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟

در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا ، تا نپرسد این جماعت بانی مجلس کجاست

*********************

یا علی جان تربت زهرا کجاست؟ / یادگار غربت زهرا کجاست؟

تا ز نورش دیده را روشن کنم / بر مزارش شعله‌ها بر تن کنم  . . .

************************

ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم

مامور برای خدمت زهرائیم

روزی که تمام خلق حیران هستند

ما منتظر شفاعت زهرائیم

********************

دکتر شریعتی:

خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

«فاطمه، فاطمه است»

***************************

فاطمیه قصه گوی رنجهاست / فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست

                            فاطمیه شعر داغ لاله است /  قصه ی زهرای ۱۸ ساله ست

                            فاطمیه شرح دیوار و در است /  دفتر در مقام سخت زینب پرور است . . .

                                                ***********************

دل از غم فاطمه توان دارد ؟ نه / و ز تربتِ او کسی نشان دارد؟ نه

آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاری / جز مهدی صاحب الزمان دارد؟ نه . .

**************

نمایان شد ز خط آتش و دود / که جرم فاطمه حب علی بود

پس از زهرا علی بی همزبان شد / اسیر امتی نامهربان شد . . .

******************

چه تعبیری خدا در نقطه دارد/ که تفسیری جدا هر نقطه دارد

به تعداد بهار عمر زهرا(س) / همین اندازه کوثر نقطه دارد . . .

(سوره ی کوثر ۱۸ نقطه دارد)

                                                         

یاس و نا امیدی


در کتاب عیون اخبار الرضا (ع) مرویست که عبدالله بزاز نیشابوری گفت: بین من و حمید بن قحبطه (ملعون) معامله ای بود . وقتی از مسافرت مراجعت نمودم مرا احضار کرد . با همان لباس مسافرتم به ملاقاتش رفتم وقت ظهر ماه مبارک رمضان بود بر او وارد شدم . طشت و ابریق آوردندودودست خود را شست وبه من هم امر نمود دست خود را بشویم و من هم شستم و فراموش کردم که ماه رمضان است وروزه هستم چون طعام حاظر کردند متذکر شدم و عقب نشستم حمید گفت: چرا نهار نمی خوری؟ گفتم: ای امیر ، ماه مبارک است و من مریض نیستم و عذر دیگری برای افطار ندارم و شاید امیر عذری دارد. پس گریه کرد و گفت: من هم عذری ندارم و مریض نیستم ، آنگاه اشکش جاری شد. پس از فراغت از طعام سبب گریه اش را از او پرسیدم؟ گفت: در زمانی که هارون الرشید درطوس بود شبی دنبال من فرستاد وقتی که بر او وارد شدم دیدم در نزد او شمعی روشن و شمشیری سبز رنگ و برهنه جلوی اوست چون مرا دید پرسید: اطاعت تو از امیرالمومنین چگونه است؟ گفتم:با جان و مال  پس مرا مرخص نمود . طولی نکشید مرا احضار نمود وهمان سوال را تکرار نمود، گفتم: باجان و مال و اهل واولادپس مرا مرخص نمود. برای سومین مرتبه احضارم کرد و همان سوال را تکرار کرد، گفتم: با جان و مال و اهل و اولاد و دین . پس خندید و گفت: این شمشیر را بردار و هرکس را که این خادم به تو نشان داد باید بکشی! شمشیر را برداشته همراه خادم بیرون شدم. مرا به خانه ای که درب آن قفل بود آورد، پس از باز کردن قفل وارد شدیم دیدم وسط آن خانه چاهی است ودر آن سه حجره است وهرسه مقفل است ، پس یکی را باز نمود دیدم، بیست نفر پیر و جوان همه از اولاد علی(ع) وزهرا(س) در زنجیرند! خادم گفت: باید اینها را گردن بزنی او یکی یکی جلومی آورد ومن گردن میزدم وبدن و سرآنهارا در چاه می انداختم تا بیست نفر کشته شدند. آنگاه درب حجره دوم را باز نمود ودرآن هم بیست نفرعلوی در زنجیر بودند همه را به اشاره خادم رشید کشتم و درچاه انداختم. سپس درب حجره سوم را باز نمود و درآن هم بیست نفر علوی بود مانند آن دودسته همه را کشتم ، نفر آخری پیرمردی بود. به من فرمود: وای برتو! فردای قیامت چه عذری داری هنگامی که تورا در حضور جدما رسول خدا (ص) حاظرکنند و حال آنکه تو شصت نفر از اولاد اورا بدون هیچ گناهی کشته ای؟ پس بدنم لرزید، خادم از روی غضب نظری به من نمود ومرا ترسانید! آن پیرمرد را هم کشتم و درآن چاه افکندم پس کسی که شصت نفر از اولاد رسول خدا(ص) را کشته باشد روزه و نماز او را چه نفعی است؟ ومن یقین دارم که مخلد در آتش هستم ولذا ماه رمضان را روزه نمی گیرم.

مرویست که پس از ورود حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به خراسان، عبدالله نیشابوری، داستان آن ملعون و یاس او را ار پروردگار عالم برای حضرت نقل نمود، حضرت فرمود: وای براو؟ آن یاسی که حمید از رحمت الهی داشت گناهش از قتل آن شصت نفر علوی بیشتر است.

بله، اگر آن ملعون پس از قتل این سادات بیگناه و پس از ارتکاب این گناه بزرگ به کلی از خدای خود بریده نشده بود و به راستی از کرده خود پشیمان واز روی اخلاص توبه نموده و از در عجز وزاری به رحمت الهی ملتجی شده بود، خدای کریم توبه اورا قبول میفرمود. چنان که توبه وحشی قاتل حضرت حمزه سیدالشهدا(ع) عموی پیغمبر(ص)را پذیرفت با اینکه دل رسول خدا(ص) را فوق العاده به درد آورده بود با آن حرکت وحشیانه مثله که با جنازه آن بزرگوار مرتکب شده بود. مع الوصف پیغمبر(ص) توبه اش را پذیرفت .

                                                                                                  

                                                                                برگرفته از کتاب گناهان کبیره

                                                                                                               عبدالحسین دستغیب(رح)

شیـــر درنده و پناه به قلــعه

بعـــضی از بزرگـــان فرموده اند : مثـــل کســی که به زبان می گوید ((اعوذ بالله من الشیطان الرجیم )) به خدا پناه میبرد . و در عمل پیروی از شیطان را میکند مثل کسی است که شیری درنده در کمین اوست و نزدیک این شخص قلعه ای باشد آن وقت این شخص بگوید : ای شیر ، اگر بیایی به این قلعه پناهنده میشوم . در حالی که از جای خود اصلا حرکت نمیکند و در قلعه نمیرود ، یقینا این حرف اثری ندارد و شیر کار خودش را میکند مگر اینکه سعی کند خودش را به قلعه برساند .

پس کسی که میخواهد از جمیع خطرات محفوظ باشد باید داخل در قلعه محکم الهی شود که آن مطابعت از امیر المؤمنین علی (ع) است .

پس اگر به حسب عمل در دام شیطان است هر چه می خواهد به زبان بگوید که من دارای ولایت علی (ع) هستم ، نتیجه ای ندارد .

                                                              برگرفته از کتاب گناهان کبیره شهید محراب ایت الله

                                                                                                 عبد الحسین دستغیب(رح) 


      

       



این روزها واین سوزها .........

رحلت پیامبر اکرم(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و آفتاب هشتم امامت حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) تسلیت باد

 

دختــــر بدرالــــدجا امشب سه جا دارد عزا

گاه می گوید پدر ، گاهی پسر ، گاهی رضا

 

آخرین روزهای ماه صفر فرا رسیده است ، آخرین روزها و آخرین سوزها ، اخرین روزهای حیات دنیایی پیامبر رحمت و مغفرت محمد مصطفی (ص) واپسین لحظات درد و رنج و غربت تنهاترین سردار مظلومیت ، امام مجتبی (ع) و پایان عمر با برکت ۵۵ ساله تجلی رافت و عنایت امام رضا (ع) این روزها برایمان روضه روزهای آخر زندگی پیامبر (ص) در مدینه را می خوانند . و از آغاز گریه های بی پایان فاطمه (س) می گویند . واعظان و ذاکران از جام زهر صلح تحمیلی بر امام مجتبی (ع) و مظلومیت مضاعف او ( حتی در خانه ) داد سخن می دهند و از وداع جانسوز امام غریب از مدینه و لحظه ی وداع امام جواد (ع) با پدر روایت میکنند . چه روزهایی است این روزها ، چه مصیبتی بر دل می نشیند این ایام :

* مصیبت بزرگ رحلت رسول اعظم (ص)

* مصیبت بزرگتر انقطاع وحی و کوتاه شدن دست انسان از دامان رسالت

* مصیبت اعظم و جانسوز انحراف امت از طریق حق ولایت و امامت

از همین روست که هر شنبه در زیارت رسول الله (ص) سه بار می خوانیم : انالله و انا الیه الراجعون .....

یا رسول الله ، چه مصیبتی ! بزرگتر از مصیبت است که با رحلت تو وحی از ما منقطع شد . و گوهر وجود تو را از دست دادیم .

حسن پاره جگر شد

حسینش نوحه گر شد

حبل المتین

با سلام به دوستانم
سایت حبل المتین آغاز به کار کرده است
سایت برادرم است . خوشحال میشم سر بزنید.
و اطلاع رسانی کنید. + معرفی به همه دوستاتون
ورود به سایت حبل المتین

نمـــــــاز



دنبال مطلبی می گشتم که در وبلاگم بزارم که سر انجام چشمم به کتاب معراج مؤمن افتاد دیدم  احادیث و روایات بسیار زیبایی در مورد نماز در کلام مولانا امیرالمؤمنین داره و منم خوشم اومد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد


 وصف نماز را باید از کسی شنید که خود به راستی اقامه کننده آن بود . کسی که نماز با تک تک سلول های مبارکش عجین شده و آن را با تمام وجود بر پا می نمود و آن شخص کسی نبود به جز امیرالمؤمنین علی (ع) اولین شهید محــراب


ذره ذره خاک مدينه ، مکه ، کوفه و هر جائي که ايشان قدم نهاده است گواه راز و نيازها و نمازهاي حقيقي آن بزرگوار است . هنوز پژواک نواي دلنشين مناجات اميرالمومنين علـــي(ع) در جان هستي طنين انداز است . پس گوش جان به فرموده هاي آن امام همام مي سپاريم ،تا آداب قيام به نماز را که ستون دين است ، فرا گرفته و عامل به آن باشيم .

                                              اهميــت و فضيــلت نمــــاز

* شما را به نمــاز و مراقبت از آن سفارش ميکنم ، زيرا نمــاز برترين عمل و ستون و اساس دين شما است .

(بحارالانوار ، ج82،ص209)

* وقتي که بنده اي سجده ميکند ، ابليس فرياد ميزند : واي بر من ! او اطاعت کرد ، ولي من معصيت کردم ، او سجده کرد و من از اين عمل سر باز زدم .

(بحارالانوار ،ص233)

* نمـــاز ستون دين است و اولين عمل انسان است که خدا بدان نظر ميکند ، اگر صحيح بود به سايــر اعمال نيز نظر مي فرمايد و اگر صحيح نباشد در هيچ عمل ديگر نمي نگرد . و کسي که تارک نمـاز باشد بهره اي از اسلام ندارد . ( دعائم الاسلام ،ج1،ص132)

                                       نمـــــــاز حضـــرت علــــي (ع)

* بار خدايـــا ! من نخستين کسي هستم که به حقيقت رسيدم آن را شنيدم و پذيرفتم . هيچکس مگر رسول خدا (ص) در نمــاز بر من پيشي نگرفت . (نهج البلاغه ، خطبه 131)

* بار خدايــا اين نماز را که در پيشــگاه تو به جاي آوردم نه به جهت نيازي است که به آن داري و نه به خاطر ميل و رغبتي است که در آن داري ، بلکه براي بزرگداشت و پذيرش فرمان تو است که مرا به انجام آن فرمان داده اي .خدايـــا ! اگر در نمــاز من عيبي است ، يا رکوع و سجده آن ناقص است مرا باز خاست مکن و با پذيرش و آمرزش خود ، بر من تفــضل فرمــا .( بحار الانوار ، ج83،ص380)

* چون وقت نماز فرا مي رسيد ، امـيـرالمؤمنين (ع) بر خود مي لرزيد .به او مي گفتند : بــا امير المؤمنين ! تو را چه شده است ؟ مي فرمود : وقت اداي امانتي رسيده است . که خداوند آنرا بر آسمان ها ، زمين و کوه ها عرضه کرد ، آنها از قبول آن بيم ناک شدند . ( محجه البيضا ،ج 1 ،ص 378)

* امیرالمؤمنین علی (ع) رکوع نماز را آنقدر طولانی میکرد که عرق از ساق پای وی جاری و زیر قدم های مبارکش تر میشد(بحارالانوار،ج75،ص110)

* هنگامی که برای امیرالمؤمنین (ع) مشکلی پیش می آمد ، به نماز پناه میبرد و آیه (واستعینوا بالصبر و الصلوه) (سوره بقره آیه 45) (از صبر و نماز یاری جویید ) را تلاوت میکرد (وسایل الشیعه ، ج5،ص263)

                                                        آثـــار و اســرار نمــاز

* هنگامی که انسان در حال نماز است ، اندام ، لباسش و هر چه پیرامون اوست ، خدا را تسبیح میگویند .

(بحارالانوار،ج82،ص213)

* نماز ، قله و دژ محکمی است که نمازگذار را از حملات شیطان نگاه میدارد . (غررالحکم، ص56)

* نماز ، گناهان را مانند ریزش برگ درختان فرو می ریزد . (نهج البلاغه، خطبه 190)

* اگر نمازگذار بداند که چقدر از رحمت خداوند را فرا گرفته است سرش را از سجده بر نمی دارد . (غررالحکم،ص261)

* پیامبر خدا(ص) نماز را به چشمه آب گرمی که در خانه است و شخصی شبانه روز پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد ، تشبیه کرده است . بدون تردید چرک و آلودگی در بدن چنین کسی باقی نخواهد ماند .

(نهج البلاغه ، خطبه 199)

* ( بندگان مؤمن) هنگامی که نماز میخوانند به نشان تواضع ، گونه ها را به خاک میسایند و برای اظهار کوچکی و خاکساری ، اعضای خود را بر زمین می گذارند . (نهج البلاغه ، خطبه 234)





                                                                  

ادامه دارد........





خواهران و برادران : بیایید جز آن گروه بی انصاف نباشیم. قدری به خود
آییم و ببینیم چقدر به فکر امام زمانمان هستیم . سید بن طاووس (رح) می گوید
: شبی در سامرا وارد سرداب امام زمان (عج)شدم. صدای ملکوتی امام را در حال مناجات با خالق یکتا ،شنیدم که می فرمودند

پروردگارا شیعیان ما از هستند ، از زیادی گل ما خلق شده اند وبه اب ولایت ما عجین گشته اند،خدایا
 آنها را بیامرز و گناهانشان را عفو فرما.پروردگارا انها را روز قیامت در
مقابل چشم دشمنان ماخذه مفرما چنان چه میزان گناهانشان بیشتر و ثوابشان
کمتر است از اعمال من بردار و به ثواب آنها بیفزای.

خواهر و برادرم : خیال می کنید در مقابل این همه دروغ ها ، عیبت ها ،
 رباخواری ها ، دنیا پرستی ها وبی حجابیها و چون حیوانات به خاطر دنیا به
جان هم افتادنها و همچنین بی حرمتی به کلام خداوند یعنی قرآن و بی اعتنا
بودن به امام زمان (عج) عذاب ندارد . به خدا قسم در مقابل این اعمال ما
باید از آسمان سنگ ببارد . می دانیم چه کسی جلوی این عذاب الهی را گرفته
است ؟ آری آن دعاهای شبانه روزی امام زمان (عج) ماست.

آخر چقدر بی انصافی و
چقدر بی معرفتی ! چرا ما به فکر آن حجت الهی نیستیم ؟ تاکی در حضورش مرتکب
عصیان میشویم . وبه عنوان یک شیعه به جای اینکه زینت آقا امام زمان (عج)
باشیم . با اعمالمان دل پاک و مطهرش را به درد میآوریم ؟ از آنجا که این
؟اخرین حجت الهی چون آباء و اجدادش مهربان و رئوف و با گذشت است ، به جای
نفرین بر ما باز هم دعا میکند .

شمـــا را بخــدا آیــــا
 دور از انصــاف نیست که آن گوهر پاک ولایـــت صبح تا شب به فکر ما باشد
ولی ما گناه کاران از یاد او غافل باشیم ؟

در صورتی که
میدانیم هیچ عملی به درگاه پروردگار بدون نداشتن ولایت امام زمان (عج) مورد
 قبول خداوند نیست . به این دو حیدیث توجه فرمایید:

پیامبر اکرم (ص) : هر کس منکر قائم ، از فرزندانم شود مرا منکر شده است .

امام صادق (ع) : هر کس قائم ، از فرزندان مرا در زمان غیبتش منکر شود ، به مرگــ جاهلیت مرده است .

خواهر و برادر عزیزم ! بیایید
 همانطوری که اگر کسی منتظر میهمان است خانه اش را تمیز میکند ، ما هم روح و
 جسممان را از آلوده گی پاک کنیم . وبه عنوان یک منتظر واقعی و با روی خجل
دست تمنا به سوی آن یوسف زهرا (عج) گشوده و عرض کنیم :

مهدی جان ! ای
 عزیز ! به ما و کسلنمان سختی رسیده و سرمایه اندک آورده ایم . پس پیمانه
ما را کامل گردان . و به ما صدقه و بخشش ده ، بیا بر ما نظری ، و دستی بر
سر ما کشیده کاملمان کن .

ای عزیز ! ای
 خورشید رخ بر کشیده در پس ابر ، ای سفر کرده هجران گزیده ، تا کی تو
همچنان در غیبت وما اینچنین در هجران ؟ جهان جهانی نثار قدمت باد . آیا
هجران امروز ما به فردای وصال تو نمیرسد .

ای عزیز ! ای پیشوای محرومان ، ای دادخواه مظلومان ، ای فریادرس درماندگان ،
ای آخرین امید ، دیدگان جستجوگر ما بر دروازه هر سحر قامت تو را منتظر است ،
 آیا میشود که شام تار هجران ما به صبح روشن وصالت بدل شود .

ای عزیز ! رایت
 رسول خدا در دست ، ای آخرین رسالت پیامبران بر دوش ، ای شمشیر علی (ع) بر
کف ، و ای عصای موسی در دست ، ای خاتم سلیمان در انگشت ، بر ما چه سخت است
که همگان را ببینیم و تو را نبینیم ای عزیز ! ای کمال موسی را وارث ، ای
شکوه عیسی را واجد ، ای صبر ایوب را صاحب ، چه دشوار است که سخنان همه به
گوش ما رسد و صدای دلنشین تو را نشنویم .

ای عزیز ! ای
 یادگار خدا در زمین ، ای دست توانای حق در آستین ، ای قرآن ناطق خدا ، ای
اسم اعظم الهی ، چه سخت است که لطفت را به عیان ببینیم و دشمن در انکار
وجود نازنینت بر ما طعنه زند .

ای عزیز ! ای
 زاده یس و طه ، ای فرزند صراط مستقیم ، ای تسلی بخش زهرای اطهر ، ای پور
عسگری ، بر ما چه کران است که چهره دلربایت را ببینیم و تو را نشناسیم ، ای
 قلب عالم امکان ، ای مظهر رحمت بیکران ، آخر در انتظار مقدم پاکت نشسته
ایم ، جان و مال و فرزندانمان فدای قدوم تو ، بیا و دستمان گیر ، رخ بنما و
 با یک نگاه این شب بی جور را به صبح پیروزی بدل نما ،وبا هزاران تاسف
میدانیم که غیبت تو از ماست ،همچنان که خود فرمودی :

اگر شیعیان ما ، که
خداوند توفیق طاعتشان دهد ، در وفای به عهد و پیمانی که دارند همدل می شدند
 سعادت دیدار ما از ایشان به تاخیر نیفتاده و زودتر نصیب آنان می گشت ،
دیداری با شناخت کامل و درست نسبت به ما ، پس ما را از آنان دور نمیدارد
مگر اعمالی که ما را ناخوشایند است و از ایشان نمی پسندیم .

عزیزان من مطمئن باشید تا
 صاحب اصلی دین و قرآن نیاید، این مشکلات خواهد بود و هر روز رنگی عوض
میکند و هرگز نجات پیدا نخواهیم کرد اگر امروز درست شود ، فردا شکل دیگری
جای آن را خواهد گرفت .

پس بیایید همه خواسته هایمان را کنار گذاشته ، فقط برای فرج و ظهور امام زمان (عج) دعا کنیم

چرا ؟ 


                               چون که صد آمد                          نود هم پیش ماست

و همچنین
امام صادق (ع) می فرماید : هر کس برای فرج فرزندم مهدی (عج) دعا کند او هم
برای او دعا خواهد کرد ، و خوشا به حال کسی که امام زمانش برایش دعا کند .

 

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

(بر گرفته از کتاب داروخانه معنوی )

خدایـــــــــــا


یک قدم با تو ...
خدا گوید : تو ای زیباتر از خورشید زیبایم
تو ای والاترین مهمان دنیایم
شروع کن ، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من . . .

خدایا , خطا از من است , میدانم


از من که سالهاست گفته ام

" ایاک نعبد "

اما به دیگران دلسپرده ام


از من که سالهاست گفته ام

" ایاک نستعین "

 اما به دیگران تکیه کرده ام ...


اما تو رهایم نکن ... !!


سلامـــــ بــــر مهــــــــــــدی(عـــج)

سلام بر مهدی، جوهر دین و نور یقین، ذخیره الهی و منجی نهائی.

سلام بر مهدی، کعبه مقصود و قبله موعود، سر عظیم و اسم اعظم.
سلام بر مهدی، ستاره طالع و نجم ثاقب، مسیح مسیحها و موعود موعودها.
سلام بر مهدی، صاحب شب قدر و عصاره عصر.
سلام بر مهدی، دیده بان خدا و مظهر هدی، وصی اوصیاء و گزیده اولیاء.
سلام بر مهدی، علم منصوب و علم مصبوب، پرچم برافراشته و دانش انباشته.

سلام بر مهدی، ارواحنا لتراب مقدمه الفدا



راز و نیاز

به خدا گفتم "خسته ام" گفت : " لا تنقطوا من رحمه الله ... از رحمت خدا ناامید نشوید."


گفتم : " هیچ کسی نمیدونه تو دلم چی میگذره" گفت : " ان الله بین المرء و قلبه .... خدا حائل است میان انسان و قلبش."

گفتم : " هیچ کسی رو ندارم." گفت : " نحن اقرب الیه من حبل الورید... ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم."

گفتم : " ولی انگار اصلا منو فراموش کردی" گفت
: " فاذکرونی اذکر کم ... منو یاد کنید تا یاد شما باشم."

تصویر جالبی از محل معراج پیامبر نور ورحمت


توصیه های امام زمان (عج) به شیعیان

اناکلب 
الرقیه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض توصیه های امام زمان (عج) به شیعیان

در زیر۱۸ توصیه ی آقا امام زمان (عج) به شیعیان آمده است امید است بتوانیم این توصیه ها که مانند چراغ های هدایت هستند را در تاریکی های جهل خود استفاده کنیم:
۱. از خداوند ـ جل جلاله ـ بترسید و تقوا پیشه كنید.

2. به ما در بیرون آوردن شما از فتنه و امتحانی كه بر شما روی آورده است كمك كنید.

3. عهد می‌كنم كه هر كدام از شیعیان كه راه تقوا را در پیش گیرد و هر آنچه كه لازم است [و حق خداست] از مال خود خارج كند، از فتنه‌ی گمراه‌كننده و رنج‌های ظلمانی در امان باشد.

4. هر كدام از شیعیان، در بخشش اموالی كه خداوند به او داده به كسانی كه خداوند فرمان داده است بخل ورزد، در دنیا و آخرت زیانكار خواهد بود.

5. اگر شیعیان ما در وفا نمودن به عهد و پیمانی كه از ایشان گرفته شد، همسو و یك‌دل شوند، دیدار ما از ایشان به تأخیر نخواهد افتاد.

6. ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی كه از ایشان سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.
(توقیع به شیخ مفید)


7. از خدا بترسید ؛ و از ما اطاعت كنید ؛ و از راه راست منحرف نگردید.

8. نیت خود را ـ مطابق سنت آشكاری كه به شما گفتم ـ با دوستی، به سوی ما برگردانید.
(توقیع به ابن ابی‌غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان)


9. اموال شما (خمس و زكات) را قبول نمی‌كنیم مگر اینكه پاك و طاهر باشد... هر كس می‌خواهد عمل كند و هر كه نخواهد نكند ؛ چرا كه ما به آنچه شما دارید نیازی نداریم.

10. ظهور و فرج در دست خداست و كسانی كه وقت رای آن تعیین می‌كنند "دروغگو " هستند.

11. در مسایلی كه روی می‌دهد به فقهاء مراجعه كنید ؛ زیرا كه ایشان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم بر ایشان.

12. منتفع شدن از من در ایام غیبتم، مانند استفاده از خورشید است زمانی كه ابر روی آن را پوشانده باشد.

13. درباره چیزهایی كه به درد شما نمی‌خورد سؤال نكنید، و در دانستن چیزهایی كه از دانستن آنها معاف شده‌اید خود را به سختی نیاندازید.

14. برای تعجیل فرج بسیار دعا كنید ؛ چرا كه همین فرج شماست.
(توقیع به اسحاق بن یعقوب)


15. هر كس بدون اجازه ما در اموال مربوط به ما (خمس، زكات و وقف) تصرف كند، از جمله ظالمین است و ما در روز قیامت شاكی او خواهیم بود.
(توقیع به محمد بن جعفر اسدی)


16. آیا نمی‌دانید كه خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، برای مردم ملجأ و پناهی قرار داده كه به ایشان پناه برند و راهنمایانی تعیین كرده كه به سبب آنها هدایت یابند. هر زمان كه نشانه‌ای از آنان پنهان شد نشانه‌ی دیگر آشكار گردید و هر وقت كه ستاره‌ای از ایشان غروب كرد ستاره‌ی دیگر طلوع نمود ؛ و وقتی كه خدای عزوجل امام حسن عسكری (ع) را به سوی خود برد گمان ننمایید كه واسطه میان خود و مخلوقاتش را قطع نموده است. هرگز چنین چیزی نشده و نخواهد شد تا وقتی كه قیامت برپا شود.
(توقیع به محمد بن ابراهیم بن مهزیار)


17. آیا نمی‌دانید كه روی زمین از حجت خدا خالی نمی‌گردد ؛ خواه آن حجت، ظاهر باشد و خواه پنهان.

18. مردم پیروی از خواهش‌های نفسانی را از خود دور كنند ؛ و همانگونه كه [پیش از غیبت] رفتار می‌نمودند رفتار كنند ؛ و امری كه از آنان پوشیده و پنهان شده است را جستجو ننمایند ... و بدانند كه حق با ما و در نزد ماست.
(توقیع به عمری وپسرش)

این روزها سیاه پوش

دلم به حال دلم می سوزد بهانه گیر شده

باران می خواد

می برمش زیر باران انجا زیر لب  ام یجب می خواند

بهانه خورشید می گیرد

می گویی چه کنم با این دل به او می گویم به خودت بد نیار

ما با نسیم هل اتی...جان گرفته ایم

ماروی دلمان نقش محبت کسی را حک کرده ایم که لبهای ویران زمین

تشنه جرعه ی از نگاه اوست.

همونی که این روزها سیاه پوش است.

اللهم عجل لولیک الفرج

همسر حضرت عباس(ع)که بود...

همسر حضرت عباس (ع) که بود و آیا ایشان فرزند هم داشتند و آنها در کربلا بودند؟ چگونه از دنیا رفتند؟

 

حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام و روحی فداه، با دختری به نام «لبابه» ازدواج نمود.

لبابه، دختر «عبیدالله بن عباس»، پسر عموی پیامبر اعظم (صلوات الله علیه و آله) بود. مادر لبابه، «ام حکیم جویری» نام داشت که «دختر خالد بن قرظ کنانی» بود.


نه تنها پدر و مادر لبابه هر دو اهل ایمان و فضل بودند، بلکه شخص خانم لبابه نیز از با تربیتی که در خانه والدین و سپس خانه‌ی حضرت عباس (ع) یافته بود، خود از بزرگان اهل فضیلت به شمار می‌آمد.


ظاهراً آن حضرت در سن بیست سالگی با خانم لبابه ازدواج کردند. حاصل این ازدواج دو پسر به نام‌های «عبیدالله و فضل» بود و البته در برخی تواریخ از دو فرزند دیگر به نام‌های «محمد و قاسم» نیز نام برده‌اند. و اسنادی دال بر شهادت محمد در کربلا وجود دارد. و برخی اقوال دیگر تأکید دارند که فرزندان ایشان هیچ کدام در کربلا حضور نداشتند. هیچ سندی دال بر این که همسر ایشان در کربلا حضور داشته باشد نیز وجود ندارد، مضافاً بر این که نام ایشان جزء اسرای کربلا نیز ثبت نگردیده است.


بنا بر اسناد تاریخی، لبابه سال‌ها پس از شهادت همسرش، به عقد فرزند امام حسن علیه‌السلام به نام «زید» درآمد و از این ازدواج فرزند دختری به نام «نفیسه» به دنیا آمد و برخی اقوال فرزندی به نام «حسن» را حاصل دیگر این ازدواج می‌دانند و معتقدند «حسن بن زید» فرزند حضرت عباس (ع) نیست، بلکه نوه‌ی امام حسن علیه السلام است.


در هر حال در اقوال مستند تاریخی آمده است: عبید الله فرزند عباس که کنیه اش ابومحمد بود، شخصیتی با کمال ، ورع ، سخی، شجاع و بامروت به حساب می آمد که در سن 55 سالگی درگذشت و فرزندان حضرت عباس نسبشان به او می رسد. و ملاقات ایشان با امام سجاد علیه‌السلام نیز دلیل دیگری بر زنده بودن این فرزند پس از واقعه‌ی کربلا دارد.


یکی از فرزندان عبیدالله، ابو محمد حسن اکبر می‌باشد که از علما و محدثان بزرگ اسلام است. او دارای 8 پسر بود که پراکنده شدن آنها در سرزمین
مختلف اسلامی چون: حجاز، مصر، فارس، بغداد، بصره، شام، مغرب، سمرقند و یمن، سبب گردید تا اولاد و نسل آن حضرت در کشورهای مختلف گسترش یابد و بسیاری از آنان نیز از شخصیت‌های برجسته‌ی علمی، سیاسی، قضایی و ... بوده‌اند.

بر اساس اسناد تاریخی، عبیدالله در سن 55 سالگی از دنیا رفت، اما از تاریخ رحلت خانم لبابه،‌ اطلاع دقیقی نداریم.

 


منبـــع : www.aviny.com

چند سوال مرد اعرابی از رسول خدا(ص)


اعرابی عرض کرد می خواهم داناترین مردم باشم رسول خدا(ص)فرمود:ازخدا بترس

می خواهم از خاصان در گاه خداباشم ؟            شب روز قرآن بخوان

می خواهم همیشه دل من روشن باشد؟     مرگ را فراموش نکن

می خواهم همیشه در رحمت حق باشم؟       با خلق خدا نیکی کن

می خواهم از دشمن به من آفتی نرسد؟          همیشه توکل به خدا کن

می خواهم در نزد مردم خار نباشم ؟               پرهیزگار باش

می خواهم عمر من طولانی باشد؟               صله رحم کن

می خواهم روزی من وسیع گردد؟                همیشه با وضو باش

می خواهم به آتش دوزخ نسوزم؟           چشم وزبان خود رااز حرام ببند

می خواهم بدانم گناه به چه چیز ریخته می شود؟         تضرع وتوبه به حال بیچاره گی

می خواهم سنگین ترین مردم باشم؟                از کسی چیزی مخواه

می خواهم پرده عصمتم دریده نشود؟                  پرده کسی رامدر

اعرابی عرض کرد گورم تنگ نباشد؟                   حضرت درجواب گفت مداومت کن به قرائت سوره تبارک

می خواهم مال من بسیار شود؟                        مداومت کن به قرائت سوره واقعه شب

می خواهم فردای قیامت ایمن باشم؟                  میان شام وخفتن به ذکرخدامشغول باش

می خواهم خدای تعالی رادرنمازم حضوریابم؟            درساختن وضودقت کن

می خواهم از خاصان باشم؟                              درکارها راستی ودرستی پیشه کن

می خواهم برایم عذاب قبرنباشد؟                       جامه خود راپاک نگه دار

می خواهم در نامه عملم گناه نباشدوهمیشه خیر باشد؟            به پدر ومادرخود نیکی کن





مناجات با خدا - صوتی


امروز براتون مناجاتی گذاشتم که با قلب من خیلی بازی کرد شک ندارم که میپسندید ...

مناجـات با خدا

دانلود با حجم کم و سرعت بالا در ادامه مطلب با لینک مستقیم ...




منبــع : گنجینـه صــدای ولایــــت عشــــق v-eshgh.dde.ir

ادامه نوشته

داستان الشیخ حسن بن مثله


بســـم الله الــرحمــــن الــرحیـــم .


یا صاحب الزمان

داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست

شرمنده ایم

می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست . . .

یا اباصالح المهدی(عج)


حســـــــن بن مثلـه جمکــرانـی میگــویــد : حضــرت امـام زمان (عج) پس از دستـور سـاخـت ایـن مسجـد بـه من فـرمودنــد : ( بــه مـردم بـگــو بــه ایــن مکــان روی آورنــد و آن را عزیز بدارند) ...



آیــا تــا کنــون میــدانیــد مسجــد جمکــران بــرای چــی سـاختــه شـد ؟

اگـر نمیــدانیــد ایــن داستــان را حتمـا از دســت ندهیــد !

شیخ فاضل ، حسن بن محمّد بن حسن قمى معاصر صدوق در تاریخ قم نقل کرده از کتاب (مونس الحزین فى معرفة الحق والیقین ) از مصنفات شیخ ابى جعفر محمّد بن بابویه قمى به این عبارت در باب بناى مسجد جمکران از قول حضرت امام مهدى علیه صلوات اللّه الرحمن که سبب بناى مسجد مقدّس جمکران و عمارت آن به قول امام علیه السلام این بوده است که شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمکرانى رحمه الله مى گوید که : من شب سه شنبه هفدهم ماه مبارک رمضان سنه ثلث و تسعین در سراى خود خفته بودم که ناگاه جماعتى مردم به در سراى من آمدند، نصفى از شب گذشته ؛ مرا بیدار کردند وگفتند: (برخیز! و طلب امام محمّد مهدى صاحب الزمان صلوات اللّه علیه را اجابت کن که تو را مى خواند.)
حسن گفت : من برخاستم به هم برآمدم و آماده شدم . گفتم : (بگذارید تا پیراهنم بپوشم .)


بـــه ادامــه مطلــب مــراجعــه بفــرمایــید .

ادامه نوشته